در حسرت دیدار تو

این جمعه هم گذشت و تو اما نیامدی
پایان سبز قصه دنیا نیامدی
مانده ست دل اسیر هزاران سوال تلخ
ای پاسخ هر آنچه معما نیامدی
کز کرده اند پنجره ها در غبار خویش
ای آفتاب روشن فردا نیامدی
افسرده دل به دامن تفتیده کویر
ای روح آسمانی دریا نیامدی
ای حس پاک گمشده روح روزگار
زیباترین بهانه دنیا نیامدی
ای از تبار آیینه ها، ای حضور سبز
ای آخرین ذخیره طاها نیامدی
این جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند
این است قسمت دل من، تا نیامدی

شاعر : حسن یعقوبی

بر گرفته از

#other302>http://www.kayhannews.ir/880418/3.HTM#other302

یک لینک برای امتحان

http://flashmanavi.persiangig.com/madahiflash/zahrayeman.swf

/ 6 نظر / 8 بازدید
رها

سلام بر پسر خوب ! ممنون ازهمراهیت ولش کن اون رفیق تازی ستیزو دلش بدجوری پره برو برگشت باهاش زیاد دارم اما باید بدونه ماتو هشت سال جنگ تحمیلی باکی جنگیدیم خب باهمین تازیها!تادیگه هی به ما نگه تازی پرست اما فقط موندم تو کت خودمون باورکن هر ادمی رو بااین عقاید میبینم به خودمون شک میکنم مگه ما چه جوری مسلمونی میکنیم ؟؟؟گاهی مطمئن میشم ضربه ای که اسلام از مسلمونی کردن بعضی خودی ها خورده از بیگانه هاش نخورده

غلام قنبر علی

دمت گرم یا علی

ali

سلام من این مطلب رو با اجازه شما در سایتم قرار دادم التماس دعا

سید مجید افتخار واقفی

غم غمزده شد از غم چشمان سیاهت/ عالم به فدای رخ محزون چو ماهت / ما عشق تورا سرسری و ساده گرفتیم/ عاشق شده هرکس شده مجنون نگاهت/ بینی گنهم را و زدل ناله برآری/ خاکم به دهان من شده ام باعث آهت/ درظلمت این شب نبود نورامیدی/ دلخوش شده عالم به تجلی پگاهت/نام تو به سربند سرم نقش جبین است/ بنویس زمن نام و نما ثبت سپاهت/ ما عهد تورا روز ازل عهده گرفتیم/تا شام ابد سربنهم سجده به راهت/ رکن و حرم از غیبت تو سخت هزینند/ بر کعبه بزن پشت و جهان بر به پناهت/من منتظر منتقم خون حسینم/ ساکت نشوم چشم ترم باد گواهت/