سلام به دوستای عزیز . ببخشید که یکم اطلاع رسانیم ضعیف شد و همچنین از سوء تفاهم پیش اومده هم عذر  میخوام . حکایت مسافرت ما این شد که با بچه ها رفتیم مشهد و قرار شد چند نفری با هم وبلاگامونو از مشهد آپ کنیم اما به دلیل مشکلات فنی این مساله میسور نشد . خواستیم بریم کافی نت که با برنامه های متنوع و فشرده اردو اجازه خاروندن سرو هم بمون . درباره خودم هم وسط اردو بم زنگ زدن که امتحانم جلو افتاده و اگه الان برنگردم چه بلاهایی که سرم نمیاد من بی توفیق هم فقط سه بار بیشتر حرم نرفتم و کمتر از یک و نیم روز مشهد بودم . انصافا زور نیست دو روز تو راه باشی و یه روز مهمون. اما عیب نداره اگه آقا همین یه روز هم ما رو مهمون کرده راضی ام . راستی دیروز یه امتحان کمر شکن دادم ولی بچه ها گفتن دعام میکنن که انگار به قولشون عمل کردن.

بر لوح دلم نام رضا حک شده است

Imageذکر سکناتش به تنـم رگ شده است

آن جا که حریم قدس رضوان باشد

شوقی است مرا که بر سرم تب شده است

من مفتخر از سایه الطاف رضایم

من مشتعل از رحمت والای رضایم

صیدم چو به دام حسد و غفلت بی داد

من آهوی سرگشته به دامان رضایم

ساقی می هوشم بده مدهوش شدم من

چــون دل شده در پنجره فولاد رضـایم

در گر چه به روی همه باز است و لیکن

در حیرت جـود و کـرم و لطـف رضایم

ترسـم  ز بت مرده نفـسم ز چـه باشد

تا هست در این کوی امیدی به رضایم

در غم شده عالم هستی اگر هستیم

نزدیـک رضـایم کـه از ایـن بـاب رضایم

جانا اگر از درد هدایت خبری نیست

از مرهم یار است که بیمار رضایم

----------------------------------------------------------

گفت: موسوی و مجمع روحانیون و جبهه اصلاحات با صدور بیانیه های جداگانه از نامه کروبی و دروغ بافی های او حمایت کرده اند.
گفتم: ولی همه شواهد و تحقیقات نشان می دهد که کروبی دروغ گفته و قصد داشته برای دشمنان اسلام و انقلاب خوراک تبلیغاتی درست کند.
گفت: اتفاقاً خود کروبی هم وقتی متوجه شد که بدجوری خیط کاشته و آبروی خودش را بر باد داده است، سعی کرد هر طور شده قضیه را درز بگیرد.
گفتم: پس موسوی و مجمع روحانیون و جبهه اصلاحات چرا بعد از آبروریزی کروبی از نامه او حمایت کرده اند؟!
گفت: دست خودشان نیست، ظاهراً دستور حمایت از کروبی با تأخیر به آنها ابلاغ شده است، اگر خودشان اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن داشتند که کارشان به اینجا نمی کشید.
گفتم: یارو داشت بچه اش را به شدت کتک می زد پرسیدند، مگر چه کرده؟ و یارو در جواب گفت؛ اگر می دونستم چه کرده که می کشتمش!!