گفت: مگر مهندس موسوی ادعا نمی کند که در انتخابات تقلب شده است و مگر در بیانیه ای که در آخرین ساعات روز 22خرداد یعنی ساعت 11 شب منتشر کرد درخواست ابطال انتخابات را نکرده بود؟!
گفتم: خب! معلومه که چنین درخواستی کرده بود. بیانیه او موجود است.
گفت: بنابراین چرا روز 23 خرداد یعنی یک روز بعد اعلام پیروزی کرده و از مردم برای شرکت در جشن پیروزی دعوت کرد!
گفتم: چه عرض کنم؟! اگر به قول ایشان در انتخابات تقلب شده باشد نتیجه آن هم باید باطل باشد نه این که اول بگوید تقلب شده و بعد اعلام کند که خودش پیروز شده است!
گفت: احتمالا اطرافیان وی دستورالعملی که از بیرون صادر شده بود را ترجمه نکرده در اختیار او قرار داده اند و او هم به جای اینکه اول اعلام پیروزی کند و بعد اعلام تقلب، اشتباهاً اول اعلام تقلب کرده و بعد اعلام پیروزی و... بدجوری خیط کاشته.
گفتم: ناپلئون مطابق عادت از سربازانش 3سوال می کرد. اول؛ چند سال است خدمت می کنی؟ دوم؛ چند سال داری؟ و سوم؛ مرا بیشتر دوست داری یا کشورت را. یکی از سربازان که «کر» بود جواب سوال ها را از پیش آماده کرده بود ولی از بخت بد او ناپلئون سوالات را جا به جا مطرح کرد و اول پرسید؛ چند سال داری؟ سرباز گفت؛ 2 سال قربان! ناپلئون با تعجب پرسید؛ چند سال است خدمت می کنی؟ سرباز گفت؛ 23 سال قربان! ناپلئون که از کوره در رفته بود پرسید؛ مرا مسخره کرده ای یا خودت را؟ و سرباز گفت؛ هر دو را قربان!!