عبای فتاده به خاک



کسی که بوسه زند عرش، آستانش را

 

قضا به گوشه زندان نهد مکانش را


کسی که روح الامین است طایر حرمش
هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را


به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد
به جان خرید بلاهای شیعیانش را


قسم به سجده طولانی‌اش ز شب تا صبح
به سود حلقه زنجیر استخوانش را


چو از مدینه پیغمبرش جدا کردند
به هم زدند دریغا که خانمانش را


ز حیله بازی هارون دون نجاتش داد
بریده بود بیداد خود امانش را


به جز عبای فتاده به خاک در زندان
نبینی آن که بجویی اگر نشانش را



شاعر : سید رضا مؤید