مناظره امیر المؤمنین (ع) با بزرگانى از مهاجرین و انصار

سید صادق پیشنمازی

یکی از مباحث جذاب و آموزنده پیرامون شخصیت مولای متقیان علی علیه السلام گفت و گوی آن حضرت با افراد و شخصیت های معروف صدر اسلام است. در دو نوشتار گذشته، مناظره علی علیه السلام با ابابکر و اهل شوری مورد بحث و کنکاش قرار گرفت، اینک مناظره آن حضرت با بزرگانی از مهاجرین و انصار را تقدیم شما خواننده گرانقدر می کنیم. در این مناظره، علی علیه السلام ضمن بیان گوشه ای از صفات والای خویش به بیان حقانیت خلافت خود پرداخته و ادله مشهور مخالفین را پاسخ می گویند. در پی نوشت ها در مواردی که احساس می شد نیازمند توضیح است، ضمن توضیح مختصر، منابع معتبر شیعه و سنی جهت مطالعه بیشتر معرفی گردیده است. امید آنکه این مختصر گامی مفید جهت آشنایی با شخصیت والای مولای متقیان بوده و برای مبلغان ارجمند در تبیین حقایق مفید باشد.

 

مجلس تفاخر
ابان از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت: (1)
در زمان حکومت عثمان، در مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را دیدم و در کنار او شاهد گفت و گوی جماعتی از مهاجرین و انصار پیرامون مباحث علمی و ذکر فضایل آنان بودم. مهاجرین از فضایل قریش می گفتند... و انصار به ذکر فضایل و سوابق خود می پرداختند... هر یک از دو گروه، نام شخصیتی را برده و می گفتند: فلانی از ماست، تا بر افتخارات خود بیفزایند... صحبت به درازا کشید. نزدیک به دویست نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله حضور داشتند. از مهاجرین افرادی چون علی بن ابی طالب علیه السلام و دو فرزندش، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمان بن عوف، طلحه، زبیر، عمار، مقداد، ابوذر، عبدالله بن عمر و... و از انصار افرادی چون اُبی بن کعب، زید بن ثابت، ابو ایوب انصاری، جابر بن عبدالله، زید بن ارقم و... بودند. علی علیه السلام و بستگانش در آن جمع، ساکت بوده و سخن نمی گفتند، مردم روی به علی علیه السلام کردند و گفتند:
چرا سخن نمی گویید؟

همه فضایل به برکت رسول الله صلی الله علیه و آله
هر کدام از دو گروه فضیلتی را گفتند و به حق هم گفتند، و من از شما ای گروه قریش و انصار سؤال می کنم؟ به خاطر چه کسی خداوند این فضایل را به شما عنایت فرمود؟ آیا به خاطر خودتان و قبایل و خانواده هایتان بود و یا به خاطر غیر شما؟
خداوند به خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان او این فضایل را به ما عطا فرمود، و بر ما منت نهاد، نه به خاطر خود و قبایل و خاندانمان.
راست گفتید.

خلقت نور پیامبر و اهل بیت علیهم السلام قبل از خلقت آدم
آیا اقرار می کنید آنچه از خیر دنیا و آخرت که بدان دست یافته اید فقط (به واسطه) ما اهل بیت بوده نه از شما؟ و آیا می دانید که پسر عمویم رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم، من و اهل بیتم نوری بودیم در پیشگاه پروردگار، وقتی خداوند آدم را خلق کرد، آن نور را در صلب او قرار داد و او را به زمین فرستاد. سپس خداوند همچنان ما را از صلب های با شرافت، به رحم های پاک و از رحم های پاک به اصلاب با شرافت بین پدران و مادران منتقل نمود....»
آری قطعا این را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده ایم.

سد ابواب بجز باب علی علیه السلام
آیا اقرار می کنید که پیامبر صلی الله علیه و آله هر دری به جز درب خانه مرا به مسجد مسدود کرد؟ آن گاه بعضی در این رابطه سخنانی گفتند و پیامبر اکرم فرمودند: من در خانه های شما را نبستم، و در خانه ای را باز نگذاشتم، بلکه خداوند به من دستور بستن در خانه های شما و باز گذاشتن در خانه او را داد.
به خدا سوگند آری.

شکافی به قدر چشم
آیا اقرار می کنید که عمر اصرار داشت شکافی به قدر چشم از خانه اش به مسجد باز کند، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه ندادند(2).
به خدا سوگند آری.....

علی بهترین است
آیا اقرار می کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: تو را به ازدواج کسی در آوردم که بهترین اهل بیتم، بهترین امتم، مقدم ترین آن ها در اسلام، بالاترین آن ها در حلم و بیشترین آن ها در علم است؟(3)
به خدا سوگند آری.

علی وسیله نجات
آیا اقرار می کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه ای که برای شما ایراد کردند، فرمودند: ای مردم! من در میان شما دو چیز گران بها باقی گذاشتم که تا به آن دو تمسک دارید هرگز گمراه نمی شوید، آن دو کتاب خدا و اهل بیتم می باشند(4).
به خدا سوگند آری.

علی سابق الی الله
سوگندتان می دهم به خداوند آیا می دانید که خداوند عز و جل در کتابش سابق را بر مسبوق در بیش از یک آیه فضیلت داده است. و احدی از این امت از من نسبت به خدا و رسولش سبقت نگرفته؟(5)
به خدا سوگند آری.

علی افضل اوصیا
سوگندتان می دهم به خداوند آیا می دانید وقتی این آیات نازل شد: «والسابقون الاولون من المهاجرین و الانصار »(6)، «و السابقون السابقون اولئک المقربون »(7) از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با آیات سؤال شد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: خداوند این آیات را در مورد انبیا و جانشینان ایشان نازل کرده است، من افضل انبیاء و رسولان خدایم و علی بن ابی طالب علیه السلام جانشین من، افضل اوصیاء است؟(8)
آری به خدا سوگند.

آیات عظمت علی علیه السلام
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید وقتی این آیات نازل شد: «یا ایهاالذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم »(9)، «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»(10)، «ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجه »(11)، مردم گفتند: آیا این آیات در باره بعضی از مؤمنین است یا نسبت به همه آنان عمومیت دارد؟ خداوند عز و جل به پیامبر شما دستور داد تا والیان امرشان را به آنان بشناساند و ولایت را مانند نماز و زکات و روزه و حجشان، برایشان تفسیر کند. لذا مرا در غدیر خم برای مردم منصوب نمود. (12)

خوف از طعن و تکذیب رسول الله توسط بعضی از صحابه
در ادامه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطابه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم خداوند مرا به رسالتی فرستاده که سینه ام از آن به تنگ آمده و گمان کردم که مردم مرا تکذیب می کنند، لکن خداوند مرا ترسانید که باید این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب خواهد کرد. سپس دستور داد ندا کنند تا مردم جمع شوند، بعد خطبه خواند و فرمود: ای مردم! آیا می دانید که خداوند عز و جل صاحب اختیار من است و من صاحب اختیار مؤمنین هستم؟
مردم در پاسخ گفتند: آری یا رسول الله. آنگاه فرمود بر خیز ای علی، من برخواستم. پیامبر اکرم فرمود: هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست. خدایا دوست بدار آن که او را دوست
بدارد و دشمن بدار آن که او را دشمن بدارد.
در آن هنگام سلمان برخاست و عرض کرد یا رسول الله، ولایت و صاحب اختیاری علی علیه السلام چگونه است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: ولایت او همانند ولایت من است، هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم علی هم نسبت به او این گونه است. سپس خداوند متعال این آیه را نازل کرد: «الیوم اکملت لکن دینکم و اتممتُ علیکم نعمتی و رضیتُ لکم الاسلام دینا»(13)آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله سه مرتبه تکبیر گفت و فرمود: الله اکبر بر کمال نبوت من، تکمیل دین خدا ولایت علی بعد از من است.

ای مردم خداوند در کتابش شما را امر به نماز کرد و من آن را برایتان بیان نمودم؛ به زکوة، حج و روزه دستور فرمود، آن را نیز برای شما روشن کردم؛ به ولایت (علی) دستور داد و من شما را شاهد می گیرم که ولایت مخصوص این شخص (علی علیه السلام)، سپس دو فرزندش و سپس برای اوصیای او از فرزندانشان بعد از ایشان است....

ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله آیا این آیات مخصوص علی است؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: آری در باره او و جانشینانم تا روز قیامت(14) است. آن دو گفتند: آنان را برای ما بیان فرما.
حضرت رسول فرموند: علی، برادرم، وزیرم، وارثم، وصیم و جانشینم در امتم و صاحب اختیار هر مؤمن بعد از من است. سپس پسرم حسن، آنگاه پسرم حسین و سر انجام نه نفر از فرزندان پسرم حسین یکی پس از دیگری که قرآن با آنان و آنان با قرآنند، نه آن ها از قرآن جدا می شوند و نه قرآن از آن ها، تا بر سر حوض بر من وارد شوند. (15)
آری به خدا سوگند، همه آنچه را که گفتی دقیقا شنیدیم و حاضر بودیم....
در آن هنگام زیدبن ارقم، براء بن عازب، ابوذر، مقداد، عمار و... گفتند: ما شهادت می دهیم بر آنچه که گفتی.... آنگاه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم خداوند در کتابش شما را امر به نماز کرد و من آن را برایتان بیان نمودم؛ به زکوة، حج و روزه دستور فرمود، آن را نیز برای شما روشن کردم؛ به ولایت (علی) دستور داد و من شما را شاهد می گیرم که ولایت مخصوص این شخص (علی علیه السلام)، سپس دو فرزندش و سپس برای اوصیای او از فرزندانشان بعد از ایشان است....

علی پناه امت بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله
سپس پیامبر اکرم ادامه دادند و فرمودند: ای مردم پناه و امامتان بعد از خود و ولی و هدایت کننده شما را برایتان بیان کردم(16) و او برادرم علی بن ابی طالب است. او در میان شما به منزله من در میان شماست. در دین خود از او پیروی کنید و در همه امورتان از او اطاعت کنید. زیرا آنچه که خداوند از علم و حکمتش به من آموخته، نزد اوست. از او بپرسید و از او و جانشینان بعد از او بیاموزید و به آنان چیزی یاد ندهید و بر آنان پیشی نگیرید و از ایشان عقب نمانید که آنان با حق و حق با آنان است و از هم جدا نمی شوند. بعد از ادای شهادت (بر آنچه بیان شد) جمعیت نشستند.

علی علیه السلام و حدیث کساء
سلیم بن قیس می گوید: سپس علی علیه السلام فرمود: «ای مردم! آیا می دانید خداوند در کتابش این آیه را نازل کرده: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. »(17)زمانی پیامبر صلی الله علیه و آله، من و فاطمه و دو پسرم حسن و حسین را جمع کرد و رو اندازی از فدک بر روی ما انداخت و فرمود: اینان اهل بیت من و فامیل و اقربای من هستند، آنچه آنان را ناراحت کند مرا ناراحت کرده و آن چه آنان را اذیت کند مرا اذیت کرده و آن چه آنان را به تنگ آورد مرا به تنگ می آورد. (خدایا) رجس و پلیدی را از آنان ببر و آنان را پاک گردان. ام سلمه عرض کرد یا رسول الله: من هم با شما هستم؟ پیامبر فرمودند: عاقبت تو به خیر است. ولی این آیه فقط در باره من و برادرم و دخترم فاطمه و دو پسرم و نه نفر از فرزندان پسرم حسین به طور خاص نازل شده و احدی غیر از آنان در این آیه همراه ما نیست.
شهادت می دهیم که ام سلمه این مطالب را برای ما نقل کرد و ما همین را از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدیم و آن حضرت برای ما مثل حدیث ام سلمه را نقل فرمود.

علی علیه السلام جلوه ای از صادقین
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید که پروردگار، این آیه را نازل کرد: «یا ایهاالذین آمنوا اتقواالله و کونوا مع الصادقین»(18)، سلمان سؤال کرد: یا رسول الله آیا این آیه عمومیت دارد یا مربوط به عده ای خاص است؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: اما امر شدگان، همه مؤمنین هستند که مورد فرمان قرار گرفتند، اما صادقین مخصوص برادرم علی و اوصیای من بعد از او تا قیامت است.
آری به خدا سوگند.

علی علیه السلام شاهد بر مردم
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید که خداوند در سوره حج چنین نازل کرده: «یا ایها الذین آمنوا... هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس(19)...»، در آن هنگام سلمان به پاخاست و عرض کرد: اینان چه کسانی هستند که تو بر آنان شاهدی و آنان بر مردم شاهدند و خداوند آنان را برگزیده و در دین بر آنان سختی قرار نداده، همان که دین پدرشان ابراهیم است؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اینان فقط سیزده نفر مورد نظر می باشند، نه غیر از امت. سلمان پرسید:
یا رسول الله صلی الله علیه و آله آنان را برای ما بیان فرما. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: من و برادرم و یازده نفر از فرزندانم.
سوگند به خداوند آری.

علی وجودی گران بها
شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین خطابه خود فرمود: ای مردم من در میان شما دو چیز گران بها باقی می گذارم، کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم. به این دو تمسک جویید که هرگز گمراه نمی شوید، خداوند لطیف به من خبر داده و وعده داده است که این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر، بر من وارد شوند. (20)
در آن هنگام عمر بن خطاب در حالی که غضب او را گرفته بود برخاست و گفت: یا رسول الله آیا همه اهل بیت تو چنین اند؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند خیر، فقط اوصیای من از اهل بیتم که اول آنان برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفه ام در امت و صاحب اختیار هر مؤمن بعد از من است، سپس پسرم حسن و آنگاه پسرم حسین و سر انجام نه نفر از فرزندان حسین یکی پس از دیگری تا سر حوض کوثر نزد من آیند. آنان شاهدان خدا در زمین و حجت های او بر خلقش و خزانه داران علم او و معادن حکمت اویند. هر کس آنان را اطاعت کند خداوند را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند از فرمان خداوند سرپیچی کرده است.
شهادت می دهیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این مطالب را فرموده است.

آخرین تصدیق های اصحاب رسول الله بر فضیلت علی علیه السلام
سؤال های علی علیه السلام از مردم جهت ذکر فضایلش ادامه داشت، حضرت چیزی باقی نگذاشت مگر آنکه در مورد آن مردم را قسم داد و از آنان سؤال کرد و در همه موارد، مردم سخن او را تصدیق می کردند و شهادت می دادند که سخن حقی است....
سلیم بن قیس می گوید: در بعضی از موارد همه مردم تصدیق می کردند و در بعضی از موارد عده ای ساکت مانده و لکن می گفتند: اینان که شهادت دادند مورد اعتماد ما هستند....

طناب در گردن علی علیه السلام
طلحة بن عبد الله که معروف به زیرک قریش بود گفت: چه کنیم با ادعای ابوبکر که عمر و اصحابش او را تصدیق کردند و شهادت بر گفتار او دادند در آن روزی که تو را به اجبار می آوردند در حالی که در گردنت طناب بود. به تو امر کردند بیعت کن و تو در مقابل آنان با فضایل و سوابق خود استدلال کردی و همه تو را تصدیق کردند، ابوبکر ادعا کرد که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است که فرموده، خداوند نخواسته است نبوت و خلافت برای ما اهل بیت جمع شود. آنگاه عمر، ابوعبیده جراح، سالم و معاذ بن جبل او را تصدیق کردند...

پاسخ اول ـ پیمان پنج نفر در صحیفه خیانت است
حضرت علی علیه السلام در حالی که از سخن طلحه به غضب آمده بود، برخاست و چیزی را که کتمان می کرد فاش نمود و مطلبی را روشن کرد که در روز مرگ عمر فرموده بود. ولی مردم مقصود آن حضرت را نفهمیده بودند. حضرت رو به طلحه کرد و در حالی که مردم می شنیدند فرمود: ای طلحه! به خدا سوگند نوشته ای که روز قیامت با آن خدا را ملاقات کنم محبوبتر از نوشته این پنج نفر نیست که در حجة الوداع در خانه کعبه بر سر وفای به آن هم پیمان شدند که اگر خداوند محمد را بکشد یا بمیراند یکدیگر را بر ضد من کمک و پشتیبانی کنند تا خلافت به من نرسد.

پاسخ دوم: علی صاحب اختیار مردم
ای طلحه! دلیل بر بطلان آنچه آنان شهادت دادند و بر صحت گفتار من، سخن پیامبر صلی الله علیه و آله است که فرمود: «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم، علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است. » من چگونه می توانم بر آنان صاحب اختیارتر از خودشان باشم در حالی که آنان امیران و حاکمان بر من باشند.

پاسخ سوم: حدیث منزلت
همچنین سخن پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: تو نسبت به من جز در نبوت همچون هارون نسبت به موسی هستی. اگر همراه نبوت چیز دیگری (همچون خلافت) هم بود که باید استثنا می شد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن را استثنا می کرد. (21)

پاسخ چهارم: حدیث ثقلین
همچنین سخن رسول الله که فرمودند: من در میان شما دو چیز گران بها باقی گذاردم که تا به این دو تمسک کرده اید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم. از آنان پیشی نگیرید و از اینان عقب نمانید. به آنان چیزی نیاموزید، به درستی که از شما داناترند. بنابر این سزاوار است که خلیفه بر امت کسی جز داناترین آنان به کتاب خدا و سنت پیامبرش نباشد. [و به فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ما داناترین امت هستیم] خداوند هم می فرماید: «افمن یهدی الی احق ان یتبع اَمّن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون»(22) و همچنین می فرماید: «ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم. »(23)
و نیز پیامبر اکرم فرمودند: هیچ امتی اختیار حکومت خود را به دست کسی نمی سپارد در حالی که عالم تر از او در میانشان باشد، مگر آن که کارشان رو به زوال و پایین می رود تا به آنچه ترک کرده اند باز گردند. مگر ولایت، غیر از امیر بودن بر امت است؟

پاسخ پنجم: علی علیه السلام امیر عمر و ابابکر
دلیل بر دروغ آنان و باطل بودن گفتار و سخن ناحقشان این است که به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان امیرالمؤمنین بر من سلام کردند. (24) این مطلب حجت است بر آنان (ابوبکر و عمر) و بر تو و به خصوص بر اینکه همراه تو است (زبیر) و بر همه امت و بر این دو نفر (حضرت به سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمان بن عوف اشاره کردند.) و بر این خلیفه شما یعنی عثمان.

پاسخ ششم: تناقض گویی عمر
ما گروه شش نفری شوری همگی زنده هستیم. اگر عمر و اصحابش در نسبت دادن آن حدیث به پیامبر راست می گفتند، پس چرا عمر مرا جزء شوری قرار نداد؟ آیا ما را در شوری برای خلافت [تعیین خلیفه [قرار داد یا غیر آن؟ اگر نظرتان این است که شوری را برای غیر انتخاب امیر و خلیفه قرار داد، پس اکنون عثمان بر ما امارتی نخواهد داشت، چون در این صورت ما مأمور بودیم در غیر مسأله خلافت مشورت کنیم و اگر شوری در باره خلافت بود، چرا مرا همراه شما داخل شوری نمود؟! چرا مرا خارج نکرد؟ در حالی که می گفت پیامبر اهل بیتش را از خلافت خارج کرده و خبر داده که آنان را در خلافت نصیبی نیست.

پاسخ هفتم: سخنان عمر در هنگام مرگ پیرامون عظمت علی علیه السلام
چرا عمر هنگامی که ما شش نفر اصحاب شوری را یکی یکی فراخواند به پسرش عبد الله گفت (در اینجا حضرت اشاره به پسر عمر نمود و فرمود:) هان او اینجاست. تو را قسم می دهم به خدا که بگویی وقتی ما خارج شدیم پدرت به تو چه گفت؟
عبدالله بن عمر گفت: حال که مرا قسم دادی، او گفت اگر با اصلع(25) بنی هاشم بیعت کنند، آنان را به وسط جاده روشن خواهد کشانید و [ملت و جامعه را] طبق کتاب پروردگارشان و سنت پیامبرشان به پاخواهد داشت.

کتمان راز توسط عبد الله بن عمر
حضرت خطاب به پسر عمر فرمودند: ای پسر عمر در آنجا تو به او چه گفتی؟ پسر عمر پاسخ گفت: من به او گفتم ای پدر چه مانعی داری که او را خلیفه قرار دهی؟
حضرت فرمود: عمر به تو چه جوابی داد.
پسر عمر گفت: او مطلبی گفت که آن را کتمان می کنم.

افشاء راز عمر توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام
حضرت فرمود: پیامبر در زمان حیات خویش و در خواب وقتی که پدرت عمر مرد، آنچه او به تو گفته و تو به او گفته ای را به من خبر داد. و هر کس پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب ببیند گویا او را در بیداری دیده است.

گریه عبدالله بن عمر
پسر عمر گفت: پیامبر چه چیزی را به تو خبر داده؟ حضرت علی علیه السلام فرمود: ای پسر عمر! تو را به خدا سوگند می دهم که اگر برایت نقل کردم گفتارم را تصدیق کنی.

پسر عمر پاسخ داد: اگر هم خواستم ساکت می مانم. حضرت علی علیه السلام فرمود: وقتی به عمر گفتی چه مانعی داری که او (علی) را خلیفه قرار دهی، عمر گفت: مانع من صحیفه ای است که در بین خود نوشتیم و معاهده ای که در کعبه در حجة الوداع بر سر آن هم پیمان شده ایم.
پسر عمر در اینجا ساکت شد و گفت: تو را به حق پیامبر سوگندت می دهم که از من دست برداری.
سلیم می گوید: در آن مجلس پسر عمر را می دیدیم در حالی که گریه گلویش را گرفته بود و از دو چشمانش اشک جاری بود.

اتمام حجت بر اهل شوری
حضرت سپس رو به طلحه و زبیر و غیره فرمودند: «به خدا سوگند اگر آن پنج نفر (اصحاب صحیفه) به پیامبر نسبت دروغ داده اند ولایت آن ها بر شما حلال نیست. و اگر راست گفتند بر شما حلال نیست که مرا همراه خود داخل شوری قرار دهید، زیرا ورود من در شوری (به گفته شما) مخالفت با رسول الله علیه السلام و سرپیچی از فرمان او به حساب می آید.»
آنگاه رو به سوی مردم کرد و فرمود: «به من خبر دهید، من در میان شما چگونه ام؟ آیا راستگو هستم یا دروغگو؟ » مردم پاسخ دادند: بلکه در کمال راستگویی و صداقت هستی. به خدا سوگند نه در زمان جاهلیت و نه بعد از اسلام، تو را به دروغگویی نشناختیم...






1)- این مناظره در احتجاج طبرسی، ج 1، ص 337 و کتاب سلیم بن قیس هلالی، حدیث 11 آمده است.
2)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به بحار الانوار، ج 39، ص 23.
3)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به کنز العمال هندی، ج 11، ص 605.
4)-در صحیح مسلم، ج 15، ص 180 و 181، ضمن این که تأکید پیامبر اکرم بر حفظ حرمت اهل بیت ذکر شده، این نکته مورد توجه قرار گرفته که مقصود آل علی علیه السلام و خاندان او هستند و حدیث معروف شامل زنان پیامبر اکرم نمی شود.
5)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به تاریخ طبری، ج 2، ص 217.
6)- توبه/ 100 ـ پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار.
7)- واقعه/ 11 ـ 10 پیشگامان، پیشگامند، آن ها مقربانند.
8)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به تاریخ ابن عساکر، ج 30، ص 5.
9)- نساء/59 ـ ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر را.
10)- مائده/55 ـ سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او آن ها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
11)- توبه/ 16 ـ آیا گمان کرده اید که (به حال خود) رها می شوید در حالی که خداوند هنوز کسانی را که از شما جهاد کردند و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند (از دیگران) مشخص نساخته است؟ (باید آزمون شوید و صفوف از هم جدا گردد.)
12)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به مسند احمد، ج 1، ص 118 و کتاب شریف الغدیر.
13)- مائده/ 3 ـ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم » - در صحیح بخاری، ج 6، ص 383، روایتی نقل می کند که یکی از بزرگان یهودی به عمر گفت اگر این آیه برای ما بود، ما آن روز را عید می گرفتیم.
14)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح بخاری، ج 9، کتاب استخلاف، ص 729.
15)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح ترمذی، ج 3، ص 297.
16)- رجوع شود به مستدرک حاکم، ج 3، ص 122.
17)- احزاب/33 ـ «خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد» - فخر رازی در تفسیر کبیر، ج 27، ص 166، تصریح می کند که قدر متیقن از آل البیت، علی، فاطمه و حسنین می باشند.
18)- توبه/119 ـ «ای کسانی که ایمان آورده اید (از مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.»
19)- حج/ 78 ـ 77 ـ «ای کسانی که ایمان آورده اید... خداوند شما را در کتاب های پیشین و در این کتاب آسمانی مسلمان نامید تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم....»
20)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح مسلم، ج 15، ص 180، باب فضایل علی علیه السلام.
21)- جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح مسلم، ج 15، ص 176.
22)- یونس/ 35 ـ «آیا کسی که به حق هدایت می کند سزاوارتر است که تابع او شوند یا کسی که هدایت نمی شود مگر آن که او را هدایت کنند، پس شما را چه شده و چگونه حکم می کنید. »
23)- بقره/247 ـ «به درستی که خداوند او را بر شما برگزید و در علم و جسم به او وسعت داد.»
24)- مسند احمد، ج 4، ص 28.
25)- اصلح یعنی کسی که جلوی سرش مو ندارد که در اینجا اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 11
مطالب مرتبط :
مناظره امیرالمؤمنین علیه السلام با ابابکر
مناظره ‏ى امیرالمؤمنین (ع) با اهل شورى