باسمه تعالی

«آزمون وفا»

گاهى یک زندگى یک روزه یا چند روزه یک نفر که ممکن است شرح آن بیش از چند صفحه نباشد، آنچنان درخشان است که امکان دارد به اندازه دهها کتاب، ارزش آن شخص را ثابت کند و جناب ابوالفضل العبّاس(علیه السلام) چنین شخصى بود. متأسفانه تاریخ از زندگى آن بزرگوار اطلاعات زیادى به ما نشان نداده؛ ولى مطلب زیاد به چه درد مى‏خورد؟! مهم جایگاه آدمی در نزد پروردگارش است و مقام آن حضرت آن قدر بالاست که امام صادق (علیه السلام)در مورد ایشان فرمود: "عباس مقامى نزد خدا دارد که همه شهدا به مقام او غبطه مى‏برند."(1) اما چرا چنین شد؟

تاسوعاست، یعنی نهمین روز از ماه محرم. عبّاس (علیه السلام) در خدمت سید الشهدا (علیه السلام) نشسته است. در همان وقت، یکى از سران دشمن مى‏آید و فریاد مى‏زند: عبّاس بن على و برادرانش را بگویید بیایند.

عبّاس (علیه السلام) مى‏شنود، ولى هیچ اعتنایی نمى‏کند، گوئی که ابداً چیزی نشنیده است. او آنچنان در حضور مولایش حسین بن على (علیه السلام)مؤدب است که امام حسین (علیه السلام) به او می‌فرماید: جوابش را بده؛ هرچند فاسق است.

عباس (علیه السلام) به بیرون خیمه مى‏آید و در می‌یابد این شمربن ذى الجوشن است که او را صدا نموده است. شمر، روى یک رابطه خویشاوندى دور که از طرف مادر عبّاس(علیه السلام) با او دارد و هر دو از یک قبیله‏اند، وقتى که از کوفه آمده است به خیال خودش امان نامه‏اى براى اباالفضل (علیه السلام) و برادران مادرى او آورده تا به خیال خود، خدمتى کرده باشد. تا شمر حرف خودش را گفت، رنگ چهره عبّاس (علیه السلام)دگرگون شد و خشم تمام وجودش را فرا گرفت. پرخاش مردانه‏اى به او کرد و فرمود: "خدا تو را و آن کسى که این امان نامه را به دست تو داده است، لعنت کند. تو مرا چگونه شناخته‏اى؟ درباره من چه فکر کرده‏اى؟ تو خیال کرده‏اى من کسی هستم که براى حفظ جان خودم، امام و مولایم حسین بن على (علیه السلام) را این جا بگذارم و به دنبال تو بیایم؟!

آن دامنى که ما در آن بزرگ شده‏ایم این‏طور ما را تربیت نکرده است .."

فردای آن روز هم در کمال وفاداری به امام خویش، ابتدا برادرانش را میدان فرستاد و بعد که همه رفتند و خود باقی ماند، با آن کیفیت جان خویش را نثار مولا و آقایش کرد. آری چنین شد ...

این قدر جوانمردى! این قدر خلوص نیت! این قدر فداکارى!

ما تنها به ظاهر عمل نگاه مى‏کنیم، به روح عمل نگاه نمى‏کنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد. اما امام صادق (علیه السلام) آن را برایمان بازگو می‌کند و می‌فرماید: "خدا رحمت کند عموى ما عبّاس راکه به جان ایثار کرد و از امتحان بزرگ الهی به بهترین وجه سربلند بیرون آمد."(2)

«برگرفته از کتاب "حماسه حسینی تالیف: "استاد شهید مرتضی مطهری" (با اندکی تصرف)»

----------------------------------------------------------------------------------------

پاورقی ها:

1ـ "انّ للعبّاس منزِلة عند الله یغبطه بها جمیع الشّهداء" (ابصارالعین فى انصار الحسین، صفحه 27)

2ـ "رحم الله عمّى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا"(ابصارالعین فى انصار الحسین، صفحه 27)