- پشت پرده حوادث سیاسی چه کسانیست
- آنتی سوزش
- رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان
- به مناسبت ورود جومونگ
- خطاهای نخبگان بر اثر بی بصیرتی است
- متن بیانیات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با امیر خلبان حسین لشکری
- از کودتای نوژه تا کودتای سبز
- به مناسبت نیمه شعبان
- عکسهای مراسم تنفیذ
- فرمانده نیروی مقاومت بسیج فاش کرد
- کدام گزینه درست است؟
- حاشیهاى بر بابیگرى جدید
- فرمول فتنه
- چیزهایی که درباره دولت نهم می گویند و چیزهایی که نمی گویند
- مذهبی (٤۱)
- کشک (٤٠)
- اخبار (۳٧)
- اجتماعی (۱٧)
- شعر (۱٦)
- شعر انتظار (٩)
- امام حسین (۸)
- وظایف (٥)
- تاسف (٥)
- امر به معروف (٥)
- نهی از منکر (٥)
- انقلاب امام حسین (٤)
- شعر انتطار (۳)
- امام علی (۳)
- شهدا (۳)
- فلسطین (۳)
- شخصی (۳)
- قدس (۳)
- ویل لک یا صهیون (۳)
- اهل بیت (٢)
- انتظار (٢)
- انقلاب (٢)
- امام (٢)
- غدیر (۱)
- مهربانی (۱)
- خاتمی (۱)
- کروبی (۱)
- مادر (۱)
- گوگل (۱)
- مناجات (۱)
- خانواده (۱)
- قرآن (۱)
- امام حسن مجتبی (۱)
- مهدی هاشمی (۱)
- حق و باطل (۱)
- اردو (۱)
- امام سجاد (۱)
- مشاعره (۱)
- سخنرانی (۱)
- مقدس اردبیلی (۱)
- شهوت (۱)
- عدالت (۱)
- فتنه (۱)
- خسیس (۱)
- امام حسن عسکری (۱)
- دوستانه (۱)
- لندن (۱)
- نرجس (۱)
- مقام مادر (۱)
- امام هادی (ع) (۱)
- نخست وزیر (۱)
- یاران مهدی (۱)
- امام کاظم (۱)
- ناموس (۱)
- معیار حق (۱)
- بهار قرآن (۱)
- حجاریان (۱)
- جومونگ (۱)
- تجمع دانشجویی (۱)
- میر حسین (۱)
- پاراچنار (۱)
- شهادت امام هادی (ع) (۱)
- اهل درد (۱)
- عدالت امام علی (۱)
- بنیاد سورس (۱)
- شعر انقلاب (۱)
- چشم چرانی (۱)
- شعر محرم (۱)
- وفای عباس (ع) (۱)
- راس الجالوت (۱)
- وداع حضرت زینب (س) (۱)
- انقلاب امام مهدی (۱)
- محرم (۱)
- کلام آخر (۱)
- عمار (۱)
- حضرت زهرا (س) (۱)
- جاسوس (۱)
- احمدی نژاد (۱)
- امام زمان (عج) (۱)
- سید علی اندرزگو (۱)
- غیر اخلاقی (۱)
- انسان در قرآن (۱)
- ترانه باران (۱)
- جهیزیه حضرت زهرا (س) (۱)
- کار کردن ائمه (علیهم السلام) (۱)
- عمار نامه (۱)
- شعر رمضان (۱)
- تبریک رمضان (۱)
- شعر باران (۱)
- اهل روضه (۱)
- آغوش شمشیر (۱)
- آب و برق مجانی (۱)
- عکس فیلم تجمع (۱)
- شیعیان پاکستان (۱)
- دروغ بازرگان (۱)
- آخرین کلام امام حسن (۱)
- شعر حداد عادل (۱)
- شعر آقا (۱)
- شعر ایه الله خمنه ای (۱)
- عابد بنی اسرائیلی و مادر (۱)
- خدمت به مادر (۱)
- عربى بدوى گرسنه (۱)
- لطائف الطوائف (۱)
- خاطره انقلاب (۱)
- ماجراى خونین 15خرداد (۱)
- خاطرات حجة الاسلام فلسفى (۱)
- شعر امام (۱)
- شعر مقام معظم رهبری (۱)
- مشاعره امام و مقام معظم رهبری (۱)
- ازدواج با دختری کر و کور و شل! (۱)
- پدر مرحوم مقدس اردبیلی (۱)
- مهربانی امام حسین (۱)
- مناقب ابن شهر آشوب (۱)
- گوگل جاسوس آمریکا (۱)
- جاسوس اینترنتی سیا (۱)
- نشانی از دلبر (۱)
- غزه پاکستان (۱)
- شیعیان پاراچنار (۱)
- رمضان و شیوه بندگی (۱)
- پیامک تبریک رمضان (۱)
- مناظرات امام علی (۱)
- افتخارات امام علی (۱)
- دلیل منافقان بعد از غدیر (۱)
- امام علی و غدیر (۱)
- ازدواج امام حسن عسکری (۱)
- خواستگاری پیامبر از حضرت عیسی (۱)
- همسر امام حسن عسکری (۱)
«ای روح الله! آمده ام که ملکه، فرزند وصی تو شمعون را برای این فرزندم خواستگاری نمایم»(1) ...
بشر بن سلیمان از دوست داران امام هادی (علیه السلام) و امام عسکری (علیه السلام) و همسایه ایشان در سامرا بود. او نقل میکند که:
روزی امام هادی (علیه السلام) مرا صدا زد. ایشان نامهای به خط و زبان رومی نوشت و با انگشتر خود بر آن مهر زد و همراه آن دویست و بیست اشرفی به من داد و فرمود: "با اینها به بغداد برو. در فلان محل حاضر شو. صبح قایق هایی میآیند که اسیرانی در آن هستند." سپس مشخصات یکی از اسیران را به من داد و امر فرمود تا نامه را به او دهم و بگویم که وکیل صاحب نامه هستم تا او همراه من بیاید.
آن چنان که امام هادی (علیه السلام) فرموده بود، عمل کردم. اسیری که امام(علیه السلام) مشخصاتش را داده بود، پیدا کردم و نامه ایشان را به او دادم. چون او نامه را دید، به گریه افتاد و راضی شد که همراه من بیاید. وقتی به منزلی در بغداد رسیدیم، او نامه امام(علیه السلام) را بیرون آورد؛ در حالی که آنرا میبوسید و بر دیدگان میمالید. از روی تعجب گفتم: "نامهای را میبوسی که صاحبش را نمیشناسی؟"
گفت: "از درک عظمت فرزندان و اوصیای پیامبران عاجزی. به من گوش کن تا احوال خود را برایت شرح دهم. من "ملکه" دختر "یشوعا" پسر قیصر (پادشاه روم) هستم. مادرم از فرزندان شمعون، وصی حضرت عیسی (علیه السلام) است.
شبی در خواب، حضرت مسیح (علیه السلام) را دیدم که همراه با حواریون، منبری از نور بنا کردند. سپس پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و وصی و دامادش، علی بن ابیطالب (علیه السلام) و جمعی از امامان از فرزندان بزرگوار ایشان، قصر را به نور قدوم خویش منور ساختند.
آن گاه، حضرت مسیح(علیه السلام) به استقبال خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آله و سلم) شتافت. رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "ای روح الله! آمده ام که ملکه، فرزند وصی تو (شمعون) را برای این فرزندم خواستگاری نمایم" و به امام حسن عسکری (علیه السلام) اشاره نمودند.
حضرت عیسی (علیه السلام) به شمعون گفت: شرف هر دو جهان به تو روی آورده است. نسل خود را به آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)پیوند کن!
شمعون پذیرفت. پس همگی از منبر بالا آمدند. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) خطبهای خواند و به همراه حضرت عیسی(علیه السلام) مرا به عقد امام حسن عسکری(علیه السلام) درآوردند و فرزندان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حواریون شاهد بودند.
سپس شبی دیگر امام حسن عسکری (علیه السلام) در خواب به من خبر داد که جدت لشکری به سوی مسلمانان خواهد فرستاد و تو هم لباس خدمتکاران را بپوش تا تو را نشناسند و همراه آنان برو. من نیز چنین کردم. لشکر مسلمانان با ما جنگیدند و ما را اسیر کردند و آخر کار من، این بود که دیدی. تا به حال کسی غیر از تو ندانسته که من دختر پادشاه روم هستم. خود را به مرد پیری که پس از جنگ اسیر او شدم، "نرجس" معرفی نمودم."
بشر بن سلیمان نقل میکند که:
وقتی او را به سامرا خدمت امام هادی (علیه السلام) رساندم، ایشان به او فرمود: "چگونه خدا عزت اسلام و شرف و بزرگواری محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او را به تو نشان داد؟"
گفت:"چگونه برایتان چیزی را وصف کنم که بهتر از من میدانید؟"
امام هادی (علیه السلام) فرمود: "بشارت باد تو را به فرزندی که پادشاه مشرق و مغرب عالم میگردد و زمین را از عدل و داد پر میکند؛ پس از آن که از ظلم و جور پر شده است. او فرزند کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تو را برای او خواستگاری کرد."
آن گاه به خواهرشان، حکیمه خاتون فرمود: "او را به خانه ببر و واجبات و سنتها را به او بیاموز که او، همسر حضرت عسکری (علیه السلام) و مادر صاحب الزمان (علیه السلام) است."
آری! نرجس (علیها السلام)، در آن روزگار برترین موقعیت اجتماعی و بهترین ابزار کامجویی و خوشی را در دربار روم در اختیار داشت، اما آن گونه پاکی و طهارت و نیکویی را در خویش محقق نمود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به همسری امام عسکری (علیه السلام) برگزید و افتخار مادری یگانه منجی عالم نصیب او گشت. اما در کنار همه این شایستگی ها، امام هادی (علیه السلام) به ما میآموزند که برترین و مستحکم ترین زیر بنای تشکیل و تقویت بنیان خانواده، شناخت دستورات الهی و عمل به آن هاست. لذا به هنگام تشکیل این چنین خانوادهای که سرنوشت بشریت را رقم میزند، گام نخست فراگیری دستورات الهی بوده است.
باسمه تعالی

صراحت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جای هیچ شک و شبههای را باقی نگذاشته بود. آن حضرت حتی به همه حاضرین فرمان داده بود تا پیامش را به غائبین برسانند. اما حدود دو ماه و نیم بعد، گویی اصلا منطقهای به اسم "غدیر" که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن خطبهای خوانده و علی (علیه
السلام) را به جانشینی خود معرفی کرده بود، وجود نداشت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رحلت کرده است و مردم عجولانه با کسی غیر از علی (علیه السلام) بیعت نموده اند ...حالا سؤال اینجاست که چرا مسلمانان واقعه غدیر و وصیت موکد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را نادیده گرفتند و راه دیگری را برگزیدند؟ چرا با وجود تأکیدها و اصرارهای فراوان ایشان در ابلاغ فرمان خدا مبنی بر خلافت و جانشینی على (علیه السلام) در طول مدت 23 ساله رسالت، مردم به آن عمل نکردند؟این موضوع از چند جنبه قابل بررسی است. نخستین فرضیه این است که مسلمانان همگی پس از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از اسلام رویگردان شدند. اما وقایع بعدی مؤید این فرضیه نیست؛ چرا که در این فرض، آنها باید به حالت اول خود در دوره بت پرستى بر مى گشتند که البته چنین اتفاقی به وقوع نپیوست.فرضیه دوم این است که بگوییم مسلمانان نخواستند از اسلام روی برگردانند؛ ولی در مورد یکی از دستورات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نافرمانی کردند؛ به عبارت دیگر و با توجه به شواهد تاریخی، کینه و دلخوری هایی که نسبت به علی (علیه السلام) داشتند، مانع از آن بود که وجود توأمان نبوت و خلافت را در یک خانواده پذیرا باشند. هم چنین کوتاه نیامدن و انعطاف ناپذیرى على (علیه السلام) نسبت به تخلف از دستورات خدا و رسول او بر میزان این کینهها و دشمنیها اضافه میکرد. اما این فرضیه هم درست به نظر نمیرسد؛ زیرا جدای از حسادت صاحب منصبان و رؤسای قبائل و کینه ورزی برخی از افرادی که تیغ عدل علی (علیه السلام) دامنگیر آنان شده بود، دلخوری و کینه ورزی همه مسلمانان از علی (علیه السلام) موضوعی غیر منطقی و فاقد پشتوانه به نظر میرسد. ضمن آنکه مدارک تاریخی نیز شاهدی برای آن ارائه نمیدهد.در این میان آن چه بنا به شواهد تاریخی، صحیح به نظر میرسد این است که عموم مسلمانان در این مسأله به وسیله عدهای که از اسلام رویگردان شده بودند، اغفال شدند. یعنی آن عده، مردم را از مسیر هدایت منحرف کردند و گروه دوم بدون هیچ فکر و اندیشهای به پیروی از آنها پرداختند و غدیر را به فراموشی سپردند. در واقع عده ای که به ظاهر مسلمان بودند و در باطن اعتقادی به خدا و رسولش نداشتند، مردم را فریفتند و مردم هم فریب نقشه های آنان را خوردند و فرمان خدا و رسول را به کنار گذاشتند. فرمایش قرآن نیز بر همین مساله تاکید دارد؛ قرآن آیهای دارد که بعد از واقعه غدیر نازل شده است و در آن جانشینی امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطرح گردیده است. در این آیه به مسلمانان هشدار داده میشود که امروز کافران از دین شما مأیوس شدند؛ یعنی دیگر "کفر" که دشمن بیرونی اسلام است، نمیتواند به شما و دین شما ضربه بزند؛ لذا از کافران بیم و نگرانی نداشته باشید.(1) اما جمله بعد، جمله بسیار عجیبی است؛ خداوند در ادامه میفرماید: "از من بترسید."(2) بدین معنا که از ناحیه من نگران باشید. این سخن چه معنایی میتواند داشته باشد؟ چه طور از ناحیه اراده و مشیت خدا نگران باشیم؟درپاسخ به این سؤال باید به یک اصل کلی که در قرآن کریم آمده است، اشاره کرد که: همه چیز به مشیت الهى وابسته است و هیچ چیزى در عالم واقع نمى شود مگر به مشیت الهى.(3) اما مشیت خداوند خود مجموعهای از قوانین است که تحت عنوان سنتهای الهی از آنها یاد میشود.(4) یکی از این قوانین الهی این است که پروردگار ما به مشیت خود هرگز نعمتى را از مردم سلب نمى کند؛ مگر این که مردم خودشان عوض شده و تغییر کرده باشند. بر اساس این قانون، فرمایش خداوند معنای روشن تری مییابد؛ اى مسلمان ها! از من بترسید؛ زیرا چنانچه اخلاق و اعمال شما عوض شود، من به حکم سنت و قانونی که دارم، با توجه به خارج شدن شما از حیطه قابلیت و صلاحیت، نعمت را از شما باز پس میگیرم. این موضوع با فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کاملا روشن میگردد. آن حضرت میفرمایند: "من بر امت خود از ناحیه فقر اقتصادى بیم ندارم و فقر امت من را از پای در نمى آورد؛ ولى از یک چیز دیگر بر امت خودم بیمناکم و آن کج فکرى، جهل و نادانى است."(5) هم چنین ایشان در جای دیگر میفرماید: "دو دسته کمر مرا شکستند؛ عالم بی بند و بار و جاهل به ظاهر متعبد."(6) در قسمت اول از فرمایش خداوند در قرآن کریم و در قسمت بعد، از فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، چنین فهمیده میشود که جامعه اسلامى توسط خطری درونی تهدید می شد و آن حضور یک گروه کم تعداد منافق زیرک و دیگری گروه پر شمار جاهلان ساده دل و افراد سست ایمان است. در جریان وقایع پس از غدیر نیز همین حادثه روی داد. عده منافق فرصت طلب با حریه تبلیغات پر جاذبه خویش حقائق را به گونهای وارونه جلوه دادند که در مدت زمانی بسیار اندک وصی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حتی 40 یاور راستین نیز بر گرد خویش نیافت. همانگونه که "سامری" نیز علیرغم آن همه معجزات و آیات گوناگون الهی، در کمتر از 40 روز با تبلیغات جاهل فریب خویش وصی موسی(علیه السلام)
را به حاشیه راند و بنی اسرائیل را به گوساله پرستی واداشت!آری! همیشه چنین بوده و چنین خواهد بود ...آیا
هم اکنون آسیبى که مسلمانان جهان مى بینند، از جانب خود آنها بیشتر است یا از جانب دشمنان خارجی؟
(برگرفته از کتاب "پانزده گفتار"، تألیف: "استاد شهید مرتضی مطهری"
(با تلخیص))
عید
سعید غدیر خم
روز اکمال دین به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر تمامی مسلمانان، به خصوص شما مبارک باد
پاورقی ها:
1- "...الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم .." (سوره مائده، آیه 3)
2-"... و اخشون ..." (سوره مائده، آیه 3)
3- "...تعز من تشاء و تذل من تشاء .." (سوره آل عمران، آیه 26)
4-"...ان الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بأنفسهم ..." (سوره رعد، آیه 11)
5- "[إنى] ما اخاف على أمتى الفقر و لکن أخاف علیهم سوء التدبیر" (عوالى اللئالی، جلد
4، صفحه 39)
6-"قصم ظهرى رجلان: عالم متهتک و جاهل متنسک .." (عوالى اللئالی، جلد 4، صفحه
77)
مناظره امیر المؤمنین (ع) با بزرگانى از مهاجرین و انصار

یکی از مباحث جذاب و آموزنده پیرامون شخصیت مولای متقیان علی علیه السلام گفت و گوی آن حضرت با افراد و شخصیت های معروف صدر اسلام است. در دو نوشتار گذشته، مناظره علی علیه السلام با ابابکر و اهل شوری مورد بحث و کنکاش قرار گرفت، اینک مناظره آن حضرت با بزرگانی از مهاجرین و انصار را تقدیم شما خواننده گرانقدر می کنیم. در این مناظره، علی علیه السلام ضمن بیان گوشه ای از صفات والای خویش به بیان حقانیت خلافت خود پرداخته و ادله مشهور مخالفین را پاسخ می گویند. در پی نوشت ها در مواردی که احساس می شد نیازمند توضیح است، ضمن توضیح مختصر، منابع معتبر شیعه و سنی جهت مطالعه بیشتر معرفی گردیده است. امید آنکه این مختصر گامی مفید جهت آشنایی با شخصیت والای مولای متقیان بوده و برای مبلغان ارجمند در تبیین حقایق مفید باشد.
ادامه مطلب ...
|
|
مارا به دعا کاش نسازند فراموش |
![]() |
"و پیامبر عرضه میدارد: پروردگارا ! قوم من قرآن را رها کردند." (1)
بر اساس آیات قرآن کریم، این شکایتی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز قیامت از امت خویش به درگاه الهی دارد. از آنجایی که قرآن کریم، کتاب و اساسنامه زندگى فردى و اجتماعى همه مسلمانان در همه روزگاران است، بی توجهی و متروک قرار دادن آن ،جفایی بس بزرگ است که عواقب آن دامنگیر همه امت اسلامی میشود.
با وجودی که توجه به قرآن در همه حال لازم است، اما اهتمام به قرآن و توجه به آن در بعضی اوقات خاص بیشتر مورد توجه قرار گرفته است که از جمله آنها، ماه مبارک رمضان است. امام باقر (علیه السلام) فرموده اند: "هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است."(2) لذا سزاوار است که در این ماه هر چه بیشتر بر ارتباط خود با قرآن کریم افزوده، آن را استحکام و استوارى بخشیم تا در سایر زمانها نیز با آن مانوس باقی بمانیم.
نقطه شروع این ارتباط، قرائت قرآن است که البته پاداش اخروى نیز دارد و روایات بسیارى در این باره آمده است. اما چشمگیرتر، آن است که ثواب خواندن هر یک آیه در ماه مبارک رمضان با خواندن تمام قرآن در غیر این ماه برابرى مى کند.(3) در حقیقت این از اختصاصات ماه مبارک رمضان است و یازده ماه دیگر چنین امتیازى ندارند؛ لذا مى توان گفت که قرآن و ماه مبارک رمضان ارتباطى گسترده و ناگسستنى دارند.
مرحله دوم و مهم تر از آنچه گفته شد و ارزشمندتر از قرائت آیات قرآن، فهم و درک معانى قرآن کریم است و این که بدانیم قرآن چه مى گوید و چه مى خواهد؟ وقتى انسان از راه مطالعه یا حضور در مجالس آموزش قرآن، معنى یک آیه را یاد بگیرد، ثواب بالایى را به دست آورده و البته این پاداش به پاس شناختى است که از آن آیه به دست آورده است. زمانى که انسان این مطالب نورانى را فرا گرفت و به این مرحله از شناخت رسید، در واقع این مرحله از خواندن قرآن بالاتر و پر ارزش تر است. کسى که در ماه مبارک رمضان با تأمل و تدبّر قرآن بخواند، بى شک ثواب او بیشتر از کسى است که به همان اندازه، اما بدون تأمل قرآن بخواند. جدای از این، با در نظر گرفتن حال و هواى معنوى این ماه و این که رمضان بهار قرآن است، تأمل و تفکر در آیات قرآن در این ماه به تمام معنا ارزشمند و کارآمد می باشد.
مرحله سوم که والاتر و برتر از دو مرحله پیشین است، آن که انسان به قرآن عمل کند؛ نهى قرآن را بشناسد و از آنها بپرهیزد و فرمان آن را به کار بندد. هر چند قرآن کریم با هیچ چیزى قابل مقایسه و تشبیه نیست، اما بنا به ضرورت و به منظور نزدیک شدن به ذهن، مى توان آن را به نسخه پزشک تشبیه کرد. به عنوان مثال، فرد بیمار براى درمان نزد پزشک مى رود و پزشک براى او نسخه اى مى نویسد. آن گاه براى گرفتن دارو به داروخانه مى رود. حال این پرسش پیش مى آید که آیا صِرف خواندن و دانستن نسخه و پى بردن به خواص داروها براى خوب شدن کافى است؟ به یقین پاسخ این خواهد بود که اقدام هاى یادشده، مقدمه است و براى نیل به سلامتى باید به دستور پزشک عمل کرد و از مواردى که منع کرده، پرهیز نمود. قرآن کریم نیز چنین است و باید به فرمانها و بازداشتن هاى آن عمل کنیم و تمام دستورات آن را در زندگى خود به کار گیریم تا به سعادت دو جهان دست یابیم. بنابراین، قرآن پذیرى و عمل به آن، پس ازخواندن و فهمیدن قرار دارد و البته اهمیت عمل به قرآن بارها و بارها در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمده است.(4)
اکنون که ماه بهار قرآن در پیش روی ما قرار گرفته است، فرصت مغتنمی است تا از لحظات پر برکت این ماه نهایت استفاده را برده و نه تنها با قرائت آیات قرآن و فراگیری مفاهیم آن، بلکه مهمتر از آن با عزم جدی در پیاده کردن معارف قرآن کریم در زندگی شخصی، خود را هر چه بیشتر به پروردگار مهربان نزدیک نماییم.
(برگرفته از جزوه "رمضان و شیوه بندگی"، دو سخنرانی از آیت الله سید صادق شیرازی (با برخی اضافات))
پاورقی ها:
1- "و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا"، (سوره فرقان، آیه 30)
2- "لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان" (اصول کافی، جلد 2، صفحه 630- امالی صدوق، صفحه 115)
3- امالی صدوق، صفحه 155- عیون اخبار الرضا، باب 28، حدیث 53
4- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "من قرأ القرآن و لم یعمل به حشره الله یوم القیامة اعمی فیقول یا رب لم حشرتنیاَعمی و قد کنت بصیراً قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی"، " کسی که قرآن را بخواند و به آن عمل نکند، خدا او را در روز قیامت کور محشور میکند، پس میگوید خدایا به خاطر چه مرا کور محشور کردی در حالی که من بینا بودم. خداوند متعال میفرماید: چگونه تو آیات ما را خواندی و آنها را به فراموشی سپردی، پس امروز نیز فراموش میشوی" (ثواب الاعمال، صفحه 286) و یا امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: "الله الله فی القرآن لا یسبقکم بالعمل به غیرکم"، "توصیه میکنم شما را به قرآن، نباید در عمل به قرآن دیگران بر شما پیشی گیرند." (نهج البلاغه، نامه 47)
- «همسری آسمانی»
- «غفلتی باور نکردنی»
- مناظرات و گفت وگوهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
- ..:: اس ام اس تبریک ماه مبارک رمضان ::..
- «بهار قرآن»
- پاراچنار، غزهای در همین نزدیکی
- کاش از دلبر نشانی داشتیم
- از گوگل چه می دانیم؛
- «باران مهربانی»
- ازدواج با دختری کر و کور و شل!
- مشاعره امام و مقام معظم رهبری
- خاطره از آقای فلسفی
- عربى بدوى گرسنه
- در مقام مادر
- خانه ای در کوچه باغ دل
- «آخرین کلام»
- ماجرای آب و برق مجانی
- مراحل دهگانه سقوط حجاب
- حکایت انتظار
- عکس و فیلم از دانشگاه شریف دوشنبه(25بهمن) از ساعت 14
- «در آغوش شمشیرها»
- "حق با کیست؟"
- اهل روضه اهل دردم...
- «اهل بیت (علیهم السلام) و ماه محرم»
- باز باران وای باران
- علی آیینه عدالت
- « آرزوی بزرگ، نردبان تعالی »
- عمار نامه
- «ارزش کار»
- «به همین سادگی، به همین صمیمیت»
- باران
- مودیبا
- حضور
- کنکاش
- فاروق (ع)
- راه عشق
- بازمانده آخر
- الذین یبلغون...
- ساغر هستی
- پشت هیچستان
- یک انسان دردمند
- شبکه خبر دانشجو
- شکوفه ای از باغ انتظار
- چشمها را باید شست ...
- وب نوشتهای حسن زاده
- روانشناسی نیاز جامعه امروز
- کانون پژوهش و تحقیقات بیداری
- وبلاگ خبری تحلیلی سیاست روز
- دست نوشته های یک دانشجو
- نهایت شب...نهایت تاریکی
- آدم خوبه ی داستان کیه ؟
- روایات و حکایات اخلاقی
- آسمانی ترین ستاره
- سینوس 360 درجه
- تلاوت قرآن کریم
- گروه لبخندايراني
- نمایندگی مجاز
- فصل آشنایی
- ستاره شب
- فقط ایران
- دوستی
- عشقی
- اِرمینه
- رهرو
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
